تصور کنید دو وزنهی سنگین به شما بدهند و بخواهند به پاهای خود ببندید، به این دلیل که ممکن است حین راه رفتن زمین بخورید و دیگر نتوانید بلند شوید! یا چون مهارتِ راه رفتن نیاز به زمان و تمرین و تکرار دارد پس کار سختی است و لازم نیست خود را به زحمت بیندازیم و از پاهای خود برای حرکت کردن استفاده کنید! میخواهیم دو پدیدهی فلج کننده به نامهای اهمال کاری و کمال گرایی را ریشه یابی کنیم و ببینیم چگونه به صورتی غیر محسوس ما را زمین گیر کردهاند و نمیگذارند دنیا را کشف کنیم و از توانمندیها و فرصتهایمان استفاده کنیم.
stopping by paralysis/ فلج به واسطهی توقف
شاید این اصطلاح کمی برای شما عجیب و غریب باشد، ولی میخواهیم به پدیدهای بپردازیم که در تمام عمر درگیر آن هستید و همیشه به نفع برنده شدنِ آن، صحنه را ترک میکنید! بگذارید با چند مثال عینی شروع کنیم:
میخواهید در مورد تجدید نظر در شرح وظایف کاریتان با مدیر شرکت صحبت کنید چون چند وقتی است که تعدد وظایف منجر به اضطراب، خستگی و عدم تمرکز در شما شده است. حالا به صدای افکار خود گوش دهید: “اگر مدیر از دستم عصبانی بشه و باهام بد برخورد کنه چی؟!”، “شاید با خودش فکر کنه که من میخوام از زیر کار در برم!”، “اگر من رو با بقیه همکارها که کارهای متعددی انجام میدن، مقایسه کنه و تحقیر بشم چی؟!”، “من با کلی سختی این شغل رو به دست آوردم میترسم از دستش بدم، اصلا ولش کن!”
و به همین سادگی انجامِ کارهایی که برایمان ضروری هستند را با اهمال کاری و مانعهایی که تقریبا هیچوقت پایه و اساسی ندارند، عقب میاندازیم و به همین شکل، سالها در یک نقطه متوقف میشویم!
شاخ و برگ دادن به این تحلیلهای ذهنی که معمولا هیچ مصداق واقعیای نمیتوانید برای آن پیدا کنید، دو وزنهی بسیار سنگین به پاهای اراده شما میبندد تا جایی که احساس فلج بودن و ناتوانی به شما دست میدهد! قسمت تلخ ماجرا اینجاست که شما به این اوضاع عادت میکنید و به هر دستاویزی چنگ میزنید تا مجبور نباشید از جای خود حرکت کنید!
اهمال کاری
اهمال کاری یا تعلل ورزیدن، یعنی میدانیم که باید یک کار ضروری را خیلی فوری و در اولین فرصت انجام دهیم ولی آنقدر برای انجام ندادنِ آن کار بهانه جویی میکنیم که از موعد مورد نظر میگذرد و اوضاع خراب میشود. مثلا: “شیر آشپزخانه که چکه میکنه رو درست نمیکنم چون بعدا هر چی تو خونه خراب بشه خانمم توقع داره من درست کنم! حالا اگر یه روز حوصله داشتم یه کاریش میکنم”، “اگر من برم دنبال همسرم و از محل کار بیارمش، پررو میشه دیگه باید رانندگی شخصیش بشم!” به همین ترتیب این دومینو پشت سر هم میریزد و اتفاق ناگواری که رخ میدهد این است که کم کم خود را در جریان زندگی کمرنگ میکنیم و روزی به خودمان میآییم که دیگر همسر، فرزند، دوستان، خانواده و … فرسنگها از ما دور شدهاند!
تفاوت اهمال کاری و تنبلی
- اهمال کاری “به تاخیر انداختن” کاری است که باید آن را انجام دهیم، حتی اگر انجام آن کار برای ما خوشایند باشد. “مثل شروع کسب و کاری که به شدت به آن علاقه داریم”
- تنبلی یعنی “عدم تمایل” به انجام یک کار و اجتناب ورزیدن. اینجا ما تنبلی میکنیم چون دوست نداریم کار مورد نظر را انجام دهیم.
چرا اهمال کاری میکنیم؟
- ما انجام کارها را به تأخیر میاندازیم چون خیلی کم پیش میآید که برای ما عواقب فوری داشته باشد! به عنوان مثال ممکن است شما برای گرفتن یک رژیم غذایی مناسب اهمال کاری کنید چون احتمالا چند ماه یا چند سال بعد متوجه خطرات جسمانی آن، مثل دیابت، فشار خون، پوکی استخوان و… میشوید.
- مغز ما ترجیح میدهد کاری را انجام دهد که در کوتاهترین زمان یک نتیجه و پاداش آنی حتی خیلی کم را دریافت کند، ولی برای به ثمر نشستن یک کار نسبتا سخت که نتیجهای مطلوب و پایدار دارد، صبوری نکند! به عنوان مثال شما ترجیح میدهید که در فضای مجازی وقت خود را بگذرانید تا سرگرم شوید و لذتی آنی دریافت کنید، اما حاضر نیستید این مقالهی آموزنده را با دقت مطالعه کنید تا راه حلی مفید برای اهمال کاری خود دریافت کنید!
- ساخت تصویری حقیر از خود، به خاطر تفاسیری که از حرفهای اطرافیان انجام میدهیم! به این داستان کوتاه دقت کنید: دو لاک پشت در چاه افتاده بودند و نمیتوانستند از آن خارج شوند. ناگهان دیدند که عدهای از حیوانات بالای چاه ایستادهاند و هر کدام یک چیزی میگویند و یک کاری انجام میدهند. بعد از مدتی، یکی از لاک پشتها بیرون آمد و دیگری در چاه ماند. علت را جویا شدند، لاک پشتی که درون چاه بود گفت شما همگی میگفتید این چاه خیلی عمیق است و نمیتوانید از آن خارج شوید، بیهوده تلاش نکنید. بخاطر همین من ناامید شدم و با خود فکر کردم هر تلاشی کنم بی فایده است. لاک پشتی که موفق شده بود از چاه خارج شود گفت، من ناشنوا هستم، فکر کردم شما بالای چاه مشغول تشویق کردن من هستید تا انگیزهای پیدا کنم برای بیرون آمدن!
- ترجیح میدهیم برای ادامه دادن به اهمال کاری خود، ریسک کنیم حتی اگر با شکست مواجه شویم! شرکت لیمن برادرز (Lehman Brothers) چهارمین بانک بزرگ سرمایه گذاری در ایالات متحده، در سال ۲۰۰۸ با وجود شرایط بحرانی بازار، با تکیه بر ریسک، تاخیر و اهمال کاری کرد، و این تاخیر در عکساالعمل منجر به سقوط آن شد. ورشکستگی این شرکت یکی از عوامل اصلی بحران مالی جهانی بود!
بیشتر بدانید:
چه بهانههایی برای اهمال کاری میآوریم
اگر متوجه شدید که برای انجام کارها این جملات را زیاد به کار میبرید، بدانید که با زنگ خطرهای اهمال کاری مواجه شدهاید:
- “حالا فرصت زیاده بعدا انجامش میدم!”
- “این همه مدت انجامش ندادم اتفاقی نیفتاده، این چند وقت هم روش!”
- “کی حوصله داره این همه وقت بذاره، اصلا بهتره این کار رو از برنامههام حذف کنم!”
- “بذار هر وقت حالم خوب بود این کار رو شروع میکنم!”
- “حالا مثلا اونایی که کارهاشون رو به موقع انجام دادن کجا رو گرفتن؟!”
به همین سادگی شما زنجیر اهمال کاری را به دور دست و پای خود سفتتر میکنید تا جایی که ترجیح میدهید شکست بخورید اما حرکتی انجام ندهید!
paralysis by analysis/ فلج به واسطهی تحلیل
همانطور که مانع تراشی جلوی پیشرفت ما را میگیرد و تبدیل به اهمال کاری میشود، تحلیل افراطی و تعیین مواضع سفت و سخت برای انجام یک کار هم میتواند پای اراده و حرکت ما را لنگ کند و تبدیل به کمال گرایی شود. ما وقتی کمال گرایی پیشه کنیم، مدام ابتدا، حین و انتهای یک اقدام را بررسی میکنیم که ذرهای در آن احتمال خطا وجود نداشته باشد. برای اینکه دلیل کمال گرایی و فلج به واسطهی تحلیل را بدانیم، بهتر است آن را به صورت ریشهای بررسی کنیم.
کمال گرایی
به زبان ساده کمال گرایی یعنی ما بدون آنکه شکست بخوریم، باید یک کار را به بهترین و کاملترین شکل ممکن انجام دهیم، اگر کار مورد نظرمان حتی با کوچکترین خطا همراه شود به این معناست که ما توانایی انجام کار مورد نظر خود را نداریم. به عنوان مثال شما با خود میگویید من میخواهم برای رفاه اعضای خانواده، یک خودرو بخرم، این خودرو اگر زیر یک میلیارد تومان قیمت داشته باشد، یعنی ماشین مناسبی نیست، پس من یا ماشین نمیخرم یا اگر بخرم باید قیمت آن بالای یک میلیارد باشد تا مطمئن شوم ماشین مناسبی است.
تفاوت کمال گرایی با انجام یک کار درست
- یک شخص کمال گرا میخواهد همیشه مثل یک “کامپوتر” بدون هیچ خطایی عمل کند. در حالی که کامپیوتر هم یک وقتهایی دچار خطا و تأخیر میشود.
- شخصی که میخواهد یک کار را درست انجام دهد، فرصت خطا کردن را هم به خود میدهد و میداند که خطا و شکست هم جزئی از مراحل پیشرفت است.
چرا کمال گرایی میکنیم؟
تحقیقات نورولوژیک، روانشناختی، محیطی و اجتماعی نشان میدهند که دلایل محکمی برای کمال گرایی ما وجود دارد که با ریشه یابی آنها میتوانیم این وزنهی بسیار سنگین را از پای ارادهی خود جدا کنیم و خالق روزهای پر از امید و رضایتمندی باشیم.
1_ طرحواره کمال گرایی و معیارهای سخت گیرانه
معمولا افرادی که والدینشان به شدت سخت گیر بودهاند و از فرزندشان همیشه انتظار بهترین عملکرد، بهترین رفتار، بهترین نمره و… داشتهاند، درگیر این باور میشوند که کافی نیستند و باید برای آنکه حس رضایتمندی داشته باشند همیشه کارها را به کاملترین و بی نقصترین حالت ممکن انجام دهند؛ چون در غیر این صورت کاری که انجام دادهاند هیچ ارزشی و اهمیتی نخواهد داشت.
2_ سیستم دوپامین مغز
دوپامین در واقع همان انتقال دهندهی شیمیایی در مغز است که با ترشح خود باعث میشود ما احساس پاداش و تقویت را تجربه کنیم. حالا برای اینکه بتوانیم احساس موفقیت و پاداش بیشتری داشته باشیم، نیاز داریم کار مورد نظر را به نحوی اجرا کنیم که دوپامین بسیار زیادی در مغز ترشح شود. شخصی که به دریافت دوپامینِ زیاد عادت کرده باشد، انجام کاری که در آن مقداری نقص وجود دارد نمیتواند برایش خوشایند باشد.
3_ آمیگدال و ترس از شکست
آمیگدال مسئول پردازش ترس و اضطراب است. در کمالگراها، این ناحیه ممکن است بیش از حد فعال باشد، به طوری که ترس از اشتباه کردن یا شکست خوردن، تبدیل به یک انگیزهی قوی میشود برای اینکه به هرقیمتی سعی کنند تا کار مورد نظر را به بی نقصترین شکل، انجام دهند.
4_ قشر پیشپیشانی (Prefrontal Cortex)
این بخش از مغز مسئول برنامهریزی، تصمیمگیری، و کنترل رفتارهای هدفمند است. در افراد کمالگرا، این قسمت ممکن است بیش از حد فعال باشد، که منجر به تنظیم اهداف بسیار بلندپروازانه و وسواس در رسیدن به آنها میشود. اختلال در این قشر، ممکن است باعث شود فرد به سختی بتواند از معیارهای خود بکاهد و انعطافپذیری کمتری در مواجهه با خطاها داشته باشد.
5_ ترس از قضاوت و انتقاد
افراد کمالگرا اغلب حساسیت بالایی نسبت به قضاوت و انتقاد دارند. آنها دائماً نگرانند که دیگران آنها را به اندازه کافی خوب نبینند و این ترس باعث میشود که برای رسیدن به کمال تلاش کنند.
6_ تکنولوژی و شبکههای اجتماعی
شبکههای اجتماعی اغلب تصویری ایدهآل و غیرواقعی از زندگی دیگران ارائه میدهند، که باعث میشود افراد خود را با دیگران مقایسه کرده و احساس کمبود کنند.
- بیشتر بخوانید:
کنترل استفاده افراطی همسر از فضای مجازی
چه بهانههایی برای کمال گرایی میآوریم
استفان گایز (Stephen Guise) نویسندهی کتاب چگونه کمال گرا نباشیم (How to Be an Imperfectionist) میگوید هدف بزرگی مانند 50 حرکت شنای روی زمین را کنار گذاشت و هدف خود را به بخشها و لقمههای قابل هضمتری تقسیم نمود. او ایدهآلترین شرایط را رها میکند؛ یعنی به جای رفتن به باشگاه، ورزش خود را در خانه و روی تختخوابش انجام میدهد! حالا بریم ببینیم ما اگر در این شرایط بودیم، چه بهانهای برای حفظ کمال گرایی خود میآوردیم:
- “اگر تو محیط باشگاه قرار نگیرم نمیتونم این حرکت رو به درستی یاد بگیرم!”
- “اگر تو خونه باشم حواسم پرت میشه!”
- “همهی افرادی که میخوان ورزش کنن میرن باشگاه، کسی تو خونه ورزش نمیکنه”
- “یا باید این تمرین رو در باشگاه انجام بدم، یا اصلا انجامش نمیدم!”
- “من اگر تو محیط نباشم، انگیزهم رو از دست میدم، پس حتی شده از تایم کاریم میزنم تا بتونم برم باشگاه تمرین کنم!”
به همین ترتیب شما کمال گرایی خود را تقویت میکنید تا جایی که هیچ کاری انجام را نمیدهید مگر آنکه کامل و بی نقص باشد، چون نمیخواهید شکست را تجربه کنید. در حالی که انجام هیچ کاری بدون شکست و خطا امکان پذیر نیست.
جیمز هالیس در کتاب “راهنمای سفر درونی” میگوید: آیا افسردگی چیزی جز زندگیای است که قرار بوده خودش را نشان دهد اما نتوانسته؟! کمال گرایی و اهمال کاری دقیقا جزء اصلیترین عوامل گیر افتادن ما در گرداب افسردگی هستند. طبیعیست که با وجود دو قفل محکم بر درِ کلبهی دور افتادهای که برای خود ساختهایم، نمیتوانیم پا به دنیای شگفت انگیز بیرون بگذاریم و جهان و توانمندیهایمان را کشف کنیم.
انواع کمال گرایی:
- Positive perfectionism یا کمال گرایی مثبت: کمال گرایی و تعیین استانداردهای مناسب، در بسیاری از موارد میتواند منجر به موفقیتهای چشمگیر شود، مثل “استیو جابز بنیانگذار شرکت اپل”، “مایکل جردن اسطوره بسکتبال”، “کریستوفر نولان کارگردان معروف سینما”.
- Negative perfectionism یا کمال گرایی منفی: اگر افراد کمال گرایی را به حد افراطی خود بکشانند و به شکلی غیر منطقی استانداردسازی کنند، متوقف خواهند شد! مثل جی. کی. “رولینگ خالق داستان هری پاتر” که آنقدر خود را برای ساخت شخصیتهای این داستان، کمال گرایانه عمل کرد که دچار افسردگی و اضطراب شد و با انتقاد هواداران و منتقدان مواجه شد. “وینستون چرچیل نخست وزیر سابق انگلستان” به خاطر تلاش برای کمال در نوشتار و سبک خود، بسیاری از پروژههایش را نیمهکاره گذاشت.
تاثیر کمال گرایی و اهمال کاری بر روابط عاطفی
گاهی اوقات با زوجینی مواجه هستیم که از اهمال کاری یا کمال گرایی همسر خود شکایت دارند تا جایی که سالهای سال نمیتوانند ذرهای در زندگی مشترک خود پیشرفت داشته باشند. به این مثال دقت کنید:
پرستو طی یک آگهی که برای فروش خانه بود، شرایط مالی و پس اندازی که در این مدت داشتهاند را بررسی میکند و به این نتیجه میرسد که میتوانند این خانهی 50 متری را خریداری کنند. سریعا این موضوع را با همسر خود در میان میگذارد و از او میخواهد که هر چه سریعتر برای خرید خانه اقدام کنند، اما بهنام چون فرد کمال گرایی است میگوید من یا خانه نمیخرم یا اگر بخرم، نباید زیر 100 متر باشد… علارغم تلاش و توضیحات پرستو، بهنام راضی به خرید خانه نمیشود و آنها مجبور میشوند 10 سال اجاره نشین بمانند تا بتوانند یک خانهی 100 متری در یک منطقهی عالی داخل شهر خریداری کنند! در حالی که روز به روز با تورم و افزایش قیمت ملک مواجه هستند!
قطعا شما مثالهای بسیار زیادی برای این موضوع دارید که مطمئنا الان به ذهنتان هجوم آوردهاند! اما نگران نباشید ما قرار است به راهکارهای بسیار کاربردی برای رفع این موضوع بپردازیم.
چگونه اهمال کاری و کمال گرایی را کنترل کنیم
1_ زیر بمباران اطلاعاتی له نشوید!
قدیمیها میگویند ما روزگار خوشی داشتیم چون زندگی خیلی ساده بود، آدمها در هر شرایطی هوای یکدیگر را داشتند و هر کسی هر آنچه در توان داشت، هم برای خودش هم برای دیگری، انجام میداد. وقتی علت را جویا میشوید میگویند چون آن زمان این حجم از اطلاعات و تنوع و آب و رنگ نبود که افراد برای رسیدن یا نرسیدن به آنها دچار تنش و مشکل شوند! Acceleration Treadmill یا بمباران اطلاعاتی به طرز شگفت انگیزی ما را تسخیر کرده است و مثل یک تردمیل شتاب دهنده ما را به سمت اهمال کاری و کمال گرایی سوق میدهد. پس بهتر است هر گونه منبعی که باعث میشود تحت فشار بمباران اطلاعاتی قرار بگیرید را محدود کنید تا بتوانید با فراق بال دست به اقداماتی سازنده بزنید.
2_ 10 دقیقه اول، دنیا را فراموش کنید!
به خودتان قول بدهید که فقط 10 دقیقه از کاری که انجام آن برایتان سخت است را انجام میدهید و بعد از 10 دقیقه آن را رها کنید. مثلا با خود قرار بگذارید که فقط ده دقیقه میز کار خود را تمیز میکنید، با کمال تعجب میبینید که به جای چند دقیقه، 1 ساعت مشغول سر و سامان دادن به میز و محیط کار خود هستید!
3_ جاهای خالی را پر کنید!
یکی از راههای تعلل و اهمال کاری، داشتنِ وقت آزاد بیش از حد است. پس همین امروز هر چقدر هم که برایتان سخت باشد، روی یک کاغذ کارهای مهم خود را به ترتیب از ساده به سخت بنویسید و کارهای غیر ضروری و بی اهمیت را حذف کنید. در نهایت وقتی برنامه خود را ببینید، متوجه میشوید که خیلی از کارهایی که در طول روز انجام میدادید مسبب اهمال کاری شما بودهاند!
4_ طومار ننویسید!
شاید شما هم فکر میکنید که لیست برنامهی روزانه باید طولانی و زیاد باشد، ولی انجام این کار فقط روحیه و انرژی شما را تضعیف میکند. پس یک برنامهی معقول برای خود در نظر بگیرید و به ترتیب یک کار سخت، یک یا دو کار متوسط و یک یا دو کار آسان را برای خود برنامه ریزی کنید. مثال: اتمام پروژهای که مدتهاست انجام آن را به تعویق انداختهاید/ خرید کفشی مناسب برای محل کار و پیاده روی، رفتن به باشگاه/ دیدن یک فیلم زیبا و آب دادن به گلها.
5_ استفاده از قانون پارکینسون!
قانون پارکینسون میگوید وقتی برای انجام کاری مدت زمان محدودی تعیین کنیم، سعی میکنیم خیلی سریعتر آن کار را انجام دهیم. این قانون توسط سیریِل نورث کوت پارکینسون مورخ و نویسنده مشهور بریتانیایی در سال ۱۹۵۵ بیان شد. او در مقالهای طنزآمیز داستان فردی را به اشتراک گذاشت که تنها وظیفه او در یک روز کاری، ارسال کارت پستال بود، کاری که برای یک فرد با مشغلههای دیگر تقریبا سه دقیقه زمان میبرد. اما این فرد یک ساعت وقت میگذارد تا کارت را پیدا کند، نیم ساعت دیگر به دنبال عینک خود میگردد، ۹۰ دقیقه کارت را مینویسد، ۲۰ دقیقه تصمیم میگیرد که در راه رفتن به صندوق پستی چتر را با خود ببرد یا نبرد و … آنقدر ادامه میدهد تا روزش پر شود. پس سعی کنید برای خودتان یک مدت زمان معینی را برای انجام کار تعیین کنید و خود را موظف به انجامِ به موقعِ آن بدانید.
6_ حواس پرتیها را حذف کنید!
هر آنچه که در محیط باعث میشود نتوانید روی کار خود متمرکز شوید را شناسایی و حذف کنید. مثلا تلویزیون را خاموش کنید، گوشی همراه را از دسترس خارج کنید، اگر گرسنه هستید یا نیاز به خواب دارید حتما این مسائل را حل کنید.
7_ به خودتان جایزه بدهید!
زمانی که به انجام رسیدنِ یک کار را مشروط به دریافت یک پاداش میکنید، دوپامین مغز شروع به ترشح میکند و باعث میشود شما فعالیت مورد نظر را با انگیزه بیشتری انجام دهید. مثلا وقتی به خودتان قول میدهید که بعد از مطالعه سه صفحه از کتاب، یک ماگ شیر کاکائو میل میکنید، مغز شما برای اینکه به ماگ شیر کاکائو برسد خیلی سریعتر و بهتر برای به اتمام رساندن کار، با شما همکاری میکند.
8_ فیل را تکه تکه کنید!
به یک نفر میگویند آیا میشود یک فیل را خورد؟! میگوید بله! فقط کافیست آن را تکه تکه کنی! وقتی روی حجم و اندازهی یک کار تمرکز میکنیم طبیعتا از انجام دادن آن وحشت زده میشویم چون نه میدانیم آن حجم از کار را چگونه باید شروع کنیم، نه میتوانیم تمام آن کار را به طور کامل و بی نقص انجام دهیم. ولی وقتی فعالیت مورد نظر را به قسمتهای کوچک تقسیم میکنیم به راحتی میتوانیم از پس انجام آن بر بیاییم.
9_ ساعتِ شکوفایی خود را پیدا کنید!
از هر فردی بپرسید که در چه زمانهایی کارایی و بازدهی بیشتری دارد، یک زمانی از شبانه روز را به شما اعلام میکند. شما هم ببینید در چه ساعت و زمانی از شبانه روز میتوانید بهترین عملکرد را داشته باشید. دلیل این کار این است که شما پیدا کردن این زمانِ مطلوب میتوانید یک کاری که در مدت زمان طولانی انجام میدهید را در کمترین زمان و به بهترین شکل ممکن انجام دهید.
10. یک بازیکن بد، بهتر از یک تماشاچی خوب است!
به جای اینکه مدتها بنشینید و تبدیل به یک نحلیلگر حرفهایِ فلج شوید! وارد زمین شوید و حتی به اشتباه، شروع به بازی کنید. چون هیچ چیز به جز “اقدام کردن” شما را از اهمال کاری و کمال گرایی خلاص نمیکند.
11_ تنوع طلبی را رها کنید!
دقت کردهاید وقتی وارد یک فروشگاه پر از لباسهای زییا و رنگارنگ میشوید، انتخاب کردن برایتان سخت میشود؟ اقدام کردن به برنامهها هم دقیقا به همین شکل است، یعنی به جای اینکه مدام بگردید تا ایدههای متنوع و بسیار زیاد پیدا کنید، چند گزینه را پیدا کنید تا بتوانید سریعا انتخاب و اقدام کنید.
12_ به جای سطح زندگی، سبک زندگی را تغییر دهید!
خیلی از افراد فکر میکنند باید سطح زندگی را تغییر دهند تا سبک زندگیشان تغییر کند. شما باید ورزش را شروع کنید تا سطح بهتری از سلامتی را تجربه کنید.
13_ همه میخواهند به بهشت بروند ولی کسی حاضر نیست بمیرد!
چه بخواهیم چه نخواهیم، تغییر و تعالی رنج دارد و ما باید رنج رسیدن به به یک نسخهی عالی از خودمان را بپذیریم و با آن مواجه شویم. پس سعی کنید هر چه سریعتر انتخاب کنید: میخواهید فلج بمانید؟! یا بعد از چند بار زمین خوردن، راه بروید؟!
14_ نقش تراکتور را بازی نکنید!
برنامهای نریزید که سراسر رنج و سختی و حال بد باشد، سعی کنید برنامه خود را با بازی، تفریح، ساده سازی، از بین بردن کارهای غیر ضروری، تلفیق کنیئ. مثلا اگر قرار است با همسر خود راجع به یک چالش بزرگ صحبت کنید، آن چالش را در یک رستوران دنج مطرح کنید، این کار از شدت اضطراب و هیجان شما میکاهد.
15_ یک کار درست بهتر از صد کار غلط است!
خودتان را ملزم کنید که روی یک کار تمرکز کنید، و همان یک کار را به درستی انجام دهید. اگر سعی کنید یک غذای خوشمزه را به خوبی درست کنید، بهتر از این است که همزمان بخواهید سه مدل غذا، دو مدل سالاد، چند نوع دسر و نوشیدنی درست کنید اما با کیفیت پایین.
16_ خودتان را ترور شخصیتی نکنید!
افراد با لیبلهایی که به خودشان میزنند باعث میشوند وزنهی کمال گرایی و اهمال کاری سنگینتر شود. مثلا به خود میگویند: “تو یک آدم بی مصرف هستی!”، “وقتی نمیتونی یک کار رو درست انجام بدی، برای چی واردش میشی؟!”، “بقیه از تو بهتر هستن!”، “تو کار رو خراب نکن، درست کار کردن پیشکش!”.
قطعا با نگاه کردن و بررسی راهکارهای مطرح شده، ایدههای دیگری هم به ذهن شما میرسد که میتواند بسیار کمک کننده باشد. سعی کنید دست از تحلیل و بهانههای بی پایان بردارید تا بتوانید با بهترین نسخهی خود مواجه شوید.
فقط یک چیز را فراموش نکنید، راه نجات شما فقط یک کلمه است: اقدام!
کلام آخر
همهی ما در زندگی دچار ترس و تنبلی شدهایم، ولی برنده آن کسی است که بتواند به شکلی همدلانه دست خودش را بگیرد و بلند کند، تا بتواند به زیبایی روی صحنهی زندگی بدرخشد!



