بررسی علل انتخاب افراد اشتباه در رابطه عاطفی

رابطه عاطفی یکی از پیچیده ترین مسائل در زندگی افراد است. رابطه عاطفی خوب می تواند باعث شکوفایی فرد شود و در مقابل رابطه عاطفی مخرب و اشتباه می تواند تاثیرات روانی مخربی روی فرد ایجاد کند. بسیاری مواقع افراد در روابط اشتباه قرار دارند بدون اینکه بدانند.

نشانه های بودن در یک رابطه اشتباه

  • تبدیل به فرد دیگری شده اید

روابط مخرب می توانند باعث شوند فرد پس از مدتی احساس کند ویژگی های فردی خود را از دست داده است و یا آنها را پنهان می کند. این اتفاق به صورت تدریجی رخ می دهد و بسیاری مواقع فرد متوجه آنها نیست و به همین دلیل نمی تواند تصمیم به قطع رابطه بگیرد.
گاهی این اتفاق از طریق کنترل گری رخ می دهد. کنترل گری لزوما با خشونت همراه نیست. اینکار می تواند با محبت شریک عاطفی شما انجام شود و به مرور شما را زیر سطله خود ببرد. درک نادرست از مفهوم محبت که باعث از خود گذشتی در فرد می گردد می تواند باعث این اتفاق شود.

  • احساس نظاره گر بودن در رابطه دارید

یکی از نشانه های بودن در یک رابطه اشتباه این است که بسیاری مواقع افراد در رابطه قدرت تصمیم گیری ندارند و رابطه را هدایت نمی کنند بلکه اجازه می دهند رابطه جلو رود بدون اینکه در پیش رفتن آن نقشی داشته باشند. منظور این است که رابطه برای بسیاری فقط به این معنی است که تنها نباشند و در تاریخ های مهم هدیه بدهند و دریافت کنند. در واقع رابطه معنی دیگری برای آنها ندارد و نوعی روزمرگی برایشان محسوب می شود. اگر در رابطه ای قرار دارید که شریک عاطفی شما رابطه را به این سمت هدایت می کند پس باید در این مورد اقدامی انجام دهید.

  • به فرد مقابل اعتماد ندارید

اگر در حین رابطه احساس می کنید شریک عاطفی شما مثل قبل صداقت ندارد یا در حالت کلی چنین فردی نیست باید به فکر ترمیم رابطه یا جدا شدن از این رابطه باشید.

  • برای اثبات ارزش خود تلاش می کنید

تلاش برای اثبات ارزش ها خود به طور کلی خصیصه جالبی در زندگی نیست و اگر اینکار در رابطه عاطفی انجام شود می تواند خبر از بودن در یک رابطه اشتباه بدهد. رابطه باید به گونه ای پیش برود که شما نیازی برای اثبات خود نداشته باشید. افرادی که دچار کم ارزش در رابطه شده اند این موقعیت ها را زیاد تجربه می کنند:

  • احساس می کنند در رابطه دیده نمی شوند.
  • به ایده های آنها توجه نمی شود.
  • شریک عاطفی شما شاید به حرف های شما گوش دهد اما درکی از آنها ندارد.
  • به ندرت می توانید درباره خود صحبت کنید.

نکته قابل توجه این است که فرد مقابل وظیفه ندارد در شما احساس ارزشمند بودن ایجاد کند بلکه باید فضای امنی در رابطه ایجاد کند تا شما دچار این حس نشوید.

 

  • تلاش در رابطه را متوقف کرده اید

اگر رابطه تان خسته کننده شده و روند ثابتی را پیش گرفته و هیچ تلاشی برای ایجاد هیجان در آن نمی کنید احتمالا نشانه های بودن در یک رابطه اشتباه را دارید. بهتر است با شریک عاطفی خود در این مورد برای تغییر شرایط صحبت کنید و در صورت عدم تمایل او، رابطه را ترک کنید تا آسیب کمتری در آینده ببینید.

  • تفاوت بسیاری با فرد مقابل دارید

تفاوت بین انسان ها وجود دارد. اما وقتی تفاوت های بین دو نفر آنقدر زیاد است که باعث تعارض و مشکلاتی برای طرفین می شود بهتر است در این رابطه نمانید. به طور مثال افکار بسیار متفاوت می تواند به مرور باعث ایجاد فاصله بین طرفین شود.

  • هدف های متفاوتی دارید

اگر در ابتدای رابطه در مورد آینده مشترک صحبت کرده اید و نکاتی را در این رابطه مشخص نموده اید اما در میانه رابطه یکی از طرفین هدف خود را تغییر داده است پس این رابطه آینده روشنی نخواهد داشت.

  • در آینده یکدیگر نقشی ندارید

بسیاری مواقع در رابطه ای هستید که فرد مقابل در برنامه ریزی های آینده خود نقشی برای شما در نظر نگرفته است. این به این معنی است که شما در زندگی فرد ارزش خاص و جایگاه ماندگاری ندارید. همچنین اگر این مسئله در مورد خود شما صدق می کند پس طرف مقابل شما فرد مورد نظرتان نیست و در یک رابطه اشتباه گیر افتاده اید.

  • احساس تنهایی در رابطه دارید

احساس تنهایی در کنار شریک عاطفی از نشانه های بودن در یک رابطه اشتباه است. این مسئله عدم رابطه عمیق شما را نشان می دهد. پس اگر با هم وقت می گذرانید اما احساس خوبی ندارید این رابطه اشتباه است.

  • نمی توانید احساسات خود را بیان کنید

در رابطه سالم فرد مقابل به شما اجازه می دهد در مورد احساسات خود صحبت کنید تا از آنها با خبر باشد و به آنها اهمیت بدهد. اگر امکان این ابراز را ندارید حتما در یک رابطه اشتباه قرار گرفته اید.

  • همدیگر را مقصر می دانید

یکی از نشانه های بودن در یک رابطه اشتباه این است که در مواقعی که اتفاق ناخوشایندی افتاده همدیگر را مقصر می دانید و سرزنش می کنید. بدون مسئولیت پذیری رابطه به فنا می رود و باید به این مسئله توجه داشته باشد.

  • جرو بحث های بی نتیجه دارید

اگر مدام با هم بحث های بدون نتیجه دارید احتمالا در یک رابطه اشتباه قرار دارید. بحث و جدل بدون نتیجه تاثیرات منفی روی رابطه دارد و به جدایی می انجامد.

  • به روابط جایگزین فکر می کنید

اگر به فکر یافتن فرد دیگری برای رابطه هستید پس احتمالا مشکلات جدی در رابطه دارید. این مسئله زنگ خطری است که باید شما را نسبت به مشکلات رابطه هوشیارتر سازد که یا آنها را برطرف کنید یا به آن رابطه خاتمه دهید.

چرا مدام با آدم‌های اشتباه وارد رابطه عاطفی می‌شویم؟

تئوری انتخاب دکتر ویلیام گلسر می‌گوید بنابر دلایل علمی، تمام کارهایی که انجام می‌دهیم ازجمله همین احساس بدبختی و فلاکت را خودمان انتخاب می‌کنیم. دیگران نه می‌توانند ما را بدبخت کنند و نه خوشبخت. تمام آنچه می‌توانیم از آن‌ها دریافت کنیم یا به آن‌ها بدهیم، اطلاعات است. داشتن کنترل مؤثر به‌معنای این است که انتخاب‌های بهتری داشته باشید. یا بیاموزید افراد درواقع چگونه عمل می‌کنند و ما چگونه آنچه بر ژن‌هایمان نوشته شده را با آموخته‌های خود در فرآیند زندگی ترکیب می‌کنیم.

تقریبا بذر تمام ناکامی‌های ما در سال‌های اولیه زندگی کاشته شده است زمانی‌که شروع به مراوده و تعامل با افرادی کرده‌ایم که نه‌تنها کشف کرده بودند چه چیزی برای خودشان درست است بلکه متأسفانه فکر می‌کردند می‌دانند چه چیزی برای ما نیز خوب است. در راستای همین کشف و به پیروی از سنت تخریبگری که برای هزاران سال بر تفکر ما حاکم بوده است این افراد احساس وظیفه می‌کردند ما را به کاری مجبور سازند که به نظرشان درست است. انتخاب ما برای چگونگی مقاومت در برابر آن فشار بزرگ‌ترین منبع ناراحتی و بدبختی است.

من صلاح تو را می‌دانم سنتی باستانی است که تئوری انتخاب به چالشش می‌کشد. کنترل شدن و کنترل کردن به احساس شادی و سعادت شما لطمه می‌زند. پس کنترل کردن یکدیگر را کنار بگذارید. کسی با شما ازدواج نمی‌کند صرفا به این دلیل که شما می‌خواهید. مگر اینکه خودش هم بخواهد و شما انتخاب او باشید. کسی به شما احترام نمی‌گذارد چون شما می‌خواهید. او اینکار را انجام می‌دهد اگر انتخاب او باشد. از طرف دیگر خوب است بدانید انسان‌ها مایملک شما نیستند. نه همسر و پارتنر و نه فرزندانتان. پس دست از مالکیت آن‌ها بردارید تا روابط سالم‌تری شکل دهید. همه ما بر اساس پنج نیاز اساسی انتخاب می‌کنیم که شامل: ۱ـ عشق و احساس تعلق ۲ـ قدرت و پیشرفت ۳ـ آزادی ۴ـ تفریح ۵ـ بقا

انتخاب‌های گره خورده به نیازها

درواقع همه ما انسان‌ها این پنج نیاز را داریم ولی میزان احتیاج به هرکدام از این نیازها در ما متفاوت است. مثلا مردی که نیاز به آزادی در او ۱۰۰ است و نیاز به عشق ۵۰ هرگز در قیدوبند تعهد و ازدواج خوشحال نخواهد بود. یا انسانی که میل به بقای بالایی دارد همیشه سعی در ذخیره و پس‌انداز کردن پول دارد و با فردی که میل به تفریح و سفر و خرید کردن دارد هرگز سازگار نخواهد شد. پس در گام اول باید بدانید شما به کدام‌یک از این پنج نیاز بیشتر اهمیت می‌دهید و بعد پارتنر شما برای کدام‌یک اهمیت بیشتری قائل است؟ برای درک بهتر موضوع مطالعه کتاب بی‌نظیر دکتر ویلیام گلسر با ترجمه دکتر علی صاحبی به نام تئوری انتخاب را به شما توصیه می‌کنم.

آیا انتخاب‌های ما تحت تأثیر ذهن ناهشیار ما قرار می‌گیرند؟

حالا که آموختید مبنای انتخاب‌هایتان چیست بهتر است بدانیم چرا همیشه اشتباه انتخاب می‌کنیم؟ منشأ انتخاب‌های اشتباه در زندگی من چیست؟ مثلا ممکن است بگویید من دنبال رابطه پایدار و تعهد واقعی در رابطه هستم. اما همیشه با آدم‌هایی وارد رابطه می‌شوم که به من خیانت می‌کنند. مثلا از سه رابطه‌ای که داشتم هر سه مورد به من خیانت کرده‌اند.

زیگموند فروید می‌گوید: «ما آدم‌ها را تصادفی انتخاب نمی‌کنیم. بلکه این آدم‌ها از پیش در ناهشیار ما حضور دارند».

چطور ذهن ناخوداگاه خود را بشناسیم؟

از کجا بدانم ناخودآگاه من چه می‌خواهد؟ باید الگوهای تکراری را در زندگی خود بشناسید. این الگوهای تکراری «مثل اینکه مدام با فرد خیانتکار وارد رابطه شدن» می‌توانند ناشی از گره‌های روانشناختی ما باشند. مثلا اگر شما در هر رابطه‌ای که وارد می‌شوید مورد خیانت قرار می‌گیرید. وقتی تاریخچه زندگی شما را بررسی می‌کنیم می‌بینیم که در تاریخچه روانی شما و ارتباط با افراد نزدیک زندگیتان به‌خصوص پدر و مادر جواب این انتخاب‌های اشتباه در زندگیتان وجود دارد. روانکاوی چنین می‌گوید: «خیانت برای روان این فرد آشناست.» یعنی برای شما رابطه همراه با خیانت تنش کمتری دارد تا رابطه وفادارانه. شاید تعجب کنید. ولی درواقع روان ما نسبت به الگوهای اولیه سازنده‌اش تا جای ممکن تغییری ایجاد نمی‌کند.

 

 

مثلا اگر به گذشته شما نگاه کنیم خواهیم دید وقتی شش ساله بودید فرزند جدیدی به دنیا آمده و جای شما را گرفته است. او تمام توجه والدینتان را به خود جلب کرده است. اسباب بازی‌ها و اتاقتان را با او شریک شده‌اید. درواقع گویی والدین به عشقشان نسبت به شما خیانت کرده‌اند. البته فهم ناهشیار به این سادگی‌ها نیست. چون ما معمولا منکر این آزارهای روانی می‌شویم و آن‌ها را پس می‌زنیم. مثلا اگر از خواهر یا برادرهای کوچک‌تر شما و روابطتان با آن‌ها بپرسیم خواهید گفت آن‌ها را بسیار دوست دارید و هرگز آن‌ها را منبع انتخاب اشتباه در زندگی خود نمی‌دانید. ولی واقعیت این است که ما غالبا گره‌های کوری با هم‌شیرهایمان داریم.

۳ منشأ مهم انتخاب‌های اشتباه در زندگی

۱ـ الگوهای ذهنی یا طرح‌واره‌ها:

اینکه ما همواره روابطی را تجربه می‌کنیم که در کمترین سطح صمیمیت هستند احتمالا به این دلیل است که رابطه‌ی صمیمانه برای ما تنش‌زاست. روان ما تحمل صمیمیت را ندارد. صمیمیت ترس دارد. برای مثال اگر شما والدینی داشتید که همیشه شما را مأیوس کرده‌اند، یعنی هر زمان به آن‌ها تکیه می‌کردید ناامید می‌شدید. بنابراین روان ترجیح می‌دهد آدمی را که شبیه این الگو آشناست انتخاب کند.

بنابراین فردی را برای رابطه انتخاب می‌کنید که غیرقابل اعتماد و اتکاست. طرح‌واره‌ها در انتخاب‌های اشتباه تکراری بسیار مؤثر هستند. برای فهم بهتر طرح‌واره‌ها از شما می‌خواهم به مراکز مشاوره مراجع کنید و از گروه درمانی‌های طرح‌واره استفاده کنید. هرچند کتاب‌های مفید بسیاری در این زمینه وجود دارند. اما بودن یک متخصص در کنار شما برای شناخت و رفع این مشکل توصیه می‌شود. وگرنه ممکن است بیشتر به خودتان آسیب بزنید و در چرخه‌ی معیوبی از انتخاب‌های اشتباه در زندگی باقی بمانید.

۲ـ داشتن باورهای اشتباه درباره‌ی رابطه عاطفی و ازدواج:

افکار، احساس و رفتارهای ما همگی همانند حلقه‌های یک زنجیر به یکدیگر متصل هستند. همیشه منشأ انتخاب‌های اشتباه در زندگی طرح‌واره‌های ما نیستند. بلکه مشکل از باورهای اشتباهی است که به ما منتقل شدند. مثلا باور به اینکه پارتنر من غول چراغ جادوست و وظیفه برآورده کردن تمام نیازهای مرا دارد. باورهای اشتباه بسیاری در ازدواج و رابطه وجود دارند که ریشه عشق و صمیمیت را می‌سوزانند. این باورهای اشتباه آن‌قدرها هم که فکرش را می‌کنید عجیب‌وغریب نیستند.

مثلا باور به اینکه:

۱ـ عشق به‌تنهایی کافی است. این باوری به‌شدت اشتباه است. هیچ عشقی بدون شناخت و زحمت کافی نیست.

۲ـ نادیده گرفتن مسائل مالی و تنها تکیه کردن به دوست داشتن و علاقه

۳ـ تلاش برای پیدا کردن فردی که دقیقا شبیه شما باشد یا کاملا متضاد با شما باشد.

۴ـ بی‌توجهی نسبت به نقاط منفی شخصیت و رفتار طرف مقابل

۵ـ سن من بالا رفته و دیگر باید ازدواج کنم.

۶ـ اگر ازدواج نکنم امتیاز بزرگی را در زندگی از دست داده‌ام.

۷ـ باید پارتنرم را مجبور به ازدواج کنم.

۸ـ رابطه بهشت موعود است و نباید در آن هیچ نزاع و اختلافی باشد.

۹ـ اگر مرا دوست دارد از خواسته‌های خودش باید بگذرد.

۱۰ــ پارتنرم فقط سهم من است و نباید با دیگران رابطه داشته باشد.

۱۱ـ تسلیم روابط جنسی می‌شویم درحالی‌که انتخاب ما نیست. ما چیزی را رد یا تأیید نمی‌کنیم فقط می‌گوییم باید انتخاب شما باشد و برمبنای توافق دوطرفه نه اجبار.

۱۲ـ تسلیم زرق و برق شدن. یادتان باشد شما کالا نیستید.

۱۳ـ سؤالات کافی نپرسیدن. بریم زیر یک سقف شناخت خودبه خود به وجود می‌آید.

۱۴ـ تعهد بر تفاهم مقدم نیست.

۳ـ عدم شناخت خود، نیازها، انتظارات و معیارها:

قطعا این سؤال را بسیار شنیده‌اید که معیارهای شما برای ازدواج چیست؟ و اکثر افراد پاسخ را نمی‌دانند یا در گوگل سرچ می‌کنند و معیارهایی را برای خود انتخاب می‌کنند. اما واقعا معیارهای شخصی شما چیست؟ برای دانستن معیارهای شخصیتان باید اول خود را بشناسید. اینکه چه نیازهایی دارید و کدام‌یک برای شما اولویت دارد. اینکه چه گذشته و طرح‌واره‌هایی دارید؟

توانمندی‌های شما چیست و نقاط ضعف شخصیت و رفتار شما شامل چه مواردی می‌شوند؟ تنها به واسطه خودشناسی خواهید فهمید که معیارهای شما چیست و از رابطه چه می‌خواهید. بعد از آن وقتی کسی را متناسب با معیارهایتان پیدا کردید باید او را بشناسید و ببینید چقدر با شما هماهنگ و برای شما مناسب است. اما به راستی شما چقدر خود را می‌شناسید؟ اصلا برای شناخت خود تلاشی کرده‌اید؟ و یا طرف مقابلتان را چقدر می‌شناسید؟ آیا تا‌به‌حال قدمی برای شناختن خودتان برداشته‌اید؟ کتاب‌های خودشناسی را مطالعه کرده‌اید؟

یافتن یک فرد مناسب برای رابطه یا ازدواج یعنی پیدا کردن مناسب‌ترین فرد برای شما نه پیدا کردن مناسب‌ترین آدم دنیا. این را در نظر داشته باشید که فقط شما مسئول خوشبختی یا نگون‌بختی خود هستید. پس به جای غر زدن دست به کار شوید. اگر این مقاله را تا انتها خواندید یعنی اولین گام را برداشته‌اید. شما دنبال بهتر شدن و حل مشکل هستید و ما مناسب‌ترین ابزارهای این کار را به شما معرفی کردیم.

ابزارهایی که انتخاب اشتباه در زندگی را به حداقل می‌رسانند. بدانید شما فقط می‌توانید خود را تغییر دهید و مسئول انتخاب‌های خود هستید. گذشته و پدر و مادر و نزدیکانتان در شکل‌گیری روان و ناخودآگاه شما نقش مؤثری داشته‌اند پس ناخودآگاهتان را بشناسید و باورهای درست و غلط خود را پیدا کنید. درنهایت شک نکنید که مهم‌ترین کار خودشناسی است. اگر خودتان را به‌درستی نشناسید هرگز نه انتخاب درستی خواهید کرد و نه ملاک درستی خواهید داشت.

امکان ارسال نظر وجود ندارد

مطالعه کنید:

چرا همسرم حرف مرا نمی‌فهمد؟!

اهمال‌کاری و کمال‌گرایی، دو عامل فلج کننده!

چرا مردان به ناراحتی همسرشان بی‌توجه هستند؟

چرا برخی از زوجین از مراجعه به روانشناس خودداری می‌کنند؟

چگونه از همسرم پول تو جیبی بگیرم؟

بررسی افسردگی در زندگی زناشویی

آخرین اطلاعیه ها
لطفا برای نمایش اطلاعیه ها وارد شوید
سبد خرید شما